
تصور کنید هزارتا از قویترین پردازندههای دنیا رو کنار هم گذاشتیم و هرکدوم با سرعت فوقالعادهای مشغول محاسبهان.
حالا این پردازندهها باید دائماً نتیجه کارشون رو با هم ردوبدل کنن.
اگر این ارتباط کند باشه، گرانترین تراشههای دنیا بخشی از زمانشون رو منتظر میمونن.
انگار هزاران نابغه رو داخل یک ساختمان جمع کرده باشیم، ولی راهروها اونقدر باریک باشن که نتونن اطلاعاتشون رو بهموقع به هم برسونن.
تا سالها کابل مسی این راهرو رو میساخت.
ولی هرچه سرعت بالاتر میره و فاصله بیشتر میشه، مس انرژی بیشتری مصرف میکنه، گرمای بیشتری میسازه و حفظ کیفیت سیگنال سختتر میشه.
در یک نقطه، داده دیگه نباید فقط به شکل جریان برق حرکت کنه.
باید به نور تبدیل بشه.
و درست همینجا، شرکتی وارد داستان میشه که شاید اسمش بهاندازه NVIDIA شناختهشده نباشه، اما فناوریاش داخل بعضی از مهمترین شبکههای جهان حضور داره.
کوهیرِنت شرکتیه که نور رو تولید، کنترل و تقویت میکنه و ازش برای جابهجایی داده استفاده میکنه.
اینجا مانیکسته و در این اپیزود میخوایم به این سوال جواب بدیم که سؤال اینه که آیا Coherent میتونه این اهمیت فناورانه رو به یک کسبوکار سودآور و یک سرمایهگذاری منطقی تبدیل کنه؟
پیشنهاد پادکست به دیگران:
تصور کنید یه شرکت بیشتر از 20 سال روی یه فناوری کار کرده.
میلیاردها دلار هزینه کرده، سالها ضرر داده، بارها مجبور شده ثابت کنه محصولش واقعا میتونه در مقیاس صنعتی کار کنه و برای مدت طولانی، بازار هم چندان هیجانزده نبود. بعد ناگهان، بدون اینکه فناوری اصلی شرکت یکشبه عوض شده باشه، همهچیز تغییر میکنه.
نه به خاطر یک اختراع جدید.
به خاطر اینکه دنیا بالاخره به مشکلی میرسه که این شرکت از سالها قبل برای حلش آماده بوده.
هوش مصنوعی امروز فقط GPU نمیخواد، برق میخواد.
دیتاسنترهای جدید دارن به جایی میرسن که مصرف برق بعضی پروژهها با مصرف یک شهر قابل مقایسهست.
و همینجا سؤال اصلی این اپیزود شکل میگیره:
آیا Bloom بالاخره بعد از بیش از دو دهه به لحظهای رسیده که فناوری، بازار و اقتصاد کسبوکارش همزمان در یک نقطه قرار گرفتن؟
یا ما فقط داریم یکی از قدیمیترین فناوریهای انرژی رو داخل یکی از جدیدترین روایتهای بازار، یعنی AI، با قیمتی بسیار بالا دوباره میخریم؟
فرض کنید قرار باشه صد نفری رو انتخاب کنید که امروز بیشترین تأثیر رو روی آینده هوش مصنوعی دارن. احتمالا چند اسم خیلی سریع به ذهنتون میرسه.
سم آلتمن، ایلان ماسک؛ جنسن هوانگ یا دمیس هاسابیس. حالا جلد جدید مجله تایم رو باز میکنید.
سم آلتمن و ایلان ماسک اونجا هستن. ولی کنارشون آدمهایی میبینید که شاید اصلاً انتظارشون رو نداشته باشید. لیز شولر؛ رهبر بزرگترین فدراسیون اتحادیههای کارگری آمریکا. جوزف گوردونلویت؛ بازیگری که احتمالا بیشتر از فیلمهای هالیوودی میشناسیمش و شاید عجیبتر از همه، پاریس هیلتون.سؤال همینجاست
پاریس هیلتون توی فهرست مهمترین آدمهای هوش مصنوعی چه کار میکنه؟
یک رهبر اتحادیه کارگری چطور کنار سم آلتمن قرار گرفته؟
چرا بعضی از مهمترین مدیران تکنولوژی دنیا اصلاً توی فهرست امسال نیستن؟
تایم برای چهارمین سال، فهرست TIME100 AI رو منتشر کرده و گفته هدفش انتخاب کسانی بوده که از نگاه تحریریه، بیش از همه نماینده داستانهای اصلی هوش مصنوعی در یک سال گذشته بودن.